دو تا برای هم


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

واقعاً من روم میشه بیام بنوسیم؟ بله روم میشه...

خوب سرم زیادی شلوغه... هم سرکار هم خونه.. پاییز و زمستون هم که میشه آدم دیگه انگار خیلی دیگه وقت کم میاره.. بس که روز کوتاهه.. با این ترافیک هم خوب برسم خونه شده 6/5, 7... طبق معمول من تنهام و از تو کمد و شومینه صدا میاد.. علی رفته عروسی دوستش که منم دعوت بودم و مثل همیشه نرفتم... الانم که خوش خیال نشستم می‌نویسم (بله! رادیاتور هم صدا داد!) فردا 4 تا مهمون دارم... دوستام و دخترخاله و خواهر قوله.. اصلاً حال ندارم پاشم کارامو بکنم.. یعنی خوش خیالا.. هیچ کار نکردم..

خب این چند وقته اتفاقای خوب زیاد افتاد.. بچه دوستم نزدیک یک ماه و نیم زود به دنیا اومد.. خداروشکر سالم.. ریزززز.. یعنی فندق.. دو کیلو و دویست گرم.. پوست گشاد.. کله ش اندازه نخود.. وووییی اما یه کوچولو بغلش کردم... ایشالا زود جون بگیره... بعد کارم عوض شد... بسیار عالی.. یعنی یه روز زد به سرم از کلافگی رفتم به آقای مدیر مهربون گفتم دیگه نمی تونم بیام.. یکی رو پیدا کنید من کار رو تحویل می‌دم می‌رم... کلی حرف زدیم و هی گفت چرا.. منم گفتم هم می‌خوام به خودم و زندگی برسم (خالی‌بندی) هم کارمو دوست ندارم (راستکی)..ازم کلی تعریف کرد و گفت نمیخوایم از دستت بدیم (بله منو می‌گفت!!) .. بعد گفت ما واسه سی‌آر‌ام و شیرپوینت (که اون موقع فهمیدم چیه) یکی رو می خواستیم بیاریم.. بیا واسه اونجا اگرم خواستی نیمه وقت بیا... منو میگی؟ بالام در اومد.. البته نامحسوس.. گفتم بذارین فکرامو بکنم.. بعدم اون یکی رئیس صدام کرد که آره اگه حتماً میای ما حساب کنیم که گفتم میام... بعدشم چند جلسه آموزش همون توی دفترمون بود...و به این ترتیب الان نزدیک دو ماهه دارم کارای سایت رو می‌کنم و اون قدر هم که کار زیاده دیگه تمام‌وقتی وجود نداره.. اما خدایی خیلی خوبه و لذت می‌برم ازش... هم تحقیق و تنوع داره.. هم نوشتن توش داره قلمت راه میوفته.. هم ویراستاری یاد می‌گیری.. خلاصه که واقعاً راضیم...ریخت اون همکار بی‌ریختا (همون دو تا) رو هم کمتر می‌بینم و دیگه با همه خیلی خوبم... مخصوصاً با همکارای مستقیمم...

بله این بود این روزای من.. علی همچنان بیکاره و سخت داره می‌گذره.. اگه می‌خواست بره ناسا تا الان ده بار این پروسه تحقیقات و پزشکی و غیره تموم شده بود.. ما همچنان منتظریم که تموم بشه کاراش.. البته دیگه نسبتاً قبول شده اما اعلام نکردن.. نمی‌گن بابا ما خرج داریم زندگی داریم کرایه خونه قبضا اوفففففف....

چطوره برم کارامو بکنم؟ بله فکر خوبیه...


چند تا کامنت رو اشتباهی پاک کردم.. واسه هرکی بود ببخشید..