مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
تو راه که دارم برمیگردم هی کارایی که باید بکنمو با انگشتام می شمرم.. کارای مزرعه م.. الویه برای امشب.. قورمه سبزی برای فردا شب.. اتو کردن لباسای علی.. عوض کردم آب آکواریوم.. آب دادن گلای جلوی در.. و از همه مهم تر یه حموم درست حسابی بعد بیشتر از ده روز بی آب گرمی!
با ذوق دارم کارامو می کنم که برسم به آخری.. رفتن زیر آب داغ حموم.. با خوشحالی هم ظرف می شورم هم کارای شامو می کنم.. الکی خوشم..
از هر کاری یه تیکه دستمه که علی می رسه.. دمای آبو رفته زیاد کرده.. شوفاژا دارن داغ می شن اما آب هنوز سرده سرده.. تا آب گرم شه و منم شام درست می کنم علی آب آکواریومو خالی می کنه.. تند تند آبو چک می کنیم.. گرم نمیشه.. می دونه دیگه تحمل ندارم خونه مامانم برم حموم..
بی سیم و برمی داره می ره پایین.. یک ساعتی با شیرا ور میره.. نمیشه.. می گم زنگ بزن به صاحبخونه بپرس چیکار کنیم.. میاد بالا می گه زنگ زدم.. بازم آب گرم نمیشه.. منتظریم..
تو این فاصله می رم سراغ آکواریوم.. آب ماهیا که باید 27 درجه باشه رو با مصیبتی درست می کنم با ضد کلر.. یه کم آب جوشیده یه کم آب شیر.. از کلافگی ضدعفونی کننده زیاد می ریزم آب آبی میشه.. یه وضعی.. هی قربون صدقشون میرم که طوریشون نشه..
الویه رو میذارم یخچال خنک شه.. قورمه سبزی هم داره می پزه.. منتظر گرم شدن آبم..
می فهمم به صاحبخونه زنگ نزده.. هیچی نمی گم.. دنبال یه طرفیم برم.. اتاق.. آشپزخونه.. میاد دنبالم تو آشپزخونه.. محکم می گیرتم.. تند تند می گه ببخشید.. می گم الان ولم کن.. نباید هلش بدم که ناراحت نشه.. عصبانیم.. یه کم تو بغلش می مونم و بعد در حالیکه لباسامو در میارم می رم سمت حموم.. عصبانی و گریه کنون می رم زیر آب.. زیر آب سردی که همیشه می لرزم سردم نمیشه.. درو می زنه.. آب داغ کرده آورده.. آخرش که دارم میام بیرون آب داغو می ریزم روم.. بهتر میشم.. میرم سراغ اتوی لباسا.. بر میگردم رو مبل خوابش برده.. شامو میارم بیدارش می کنم.. ناز میکنه.. دستشو می گیرم میاد سر غذا.. می گه ببخشید.. آخه گیر داده بودی..
مرسی آقای صاحبخونه به خاطر خراب کردن شبایی که قراره خوب باشه..
پ.ن: قبض گاز اومده 300 تومن.. دو خانواده.. دو نفر ما دو نفر اونا.. با اینکه تقبل کردیم اما آقای صاحبخونه برداشته از اون موقع یا آب گرمو می بنده یا دمای آبو میاره روی خیلی کم.. که همون ببنده سنگین تره.. گفته فعلا یه چند روز خواستین حموم کنین بیاین زیاد کنین.. تا یه کاری بکنه.. یعنی هر روز باید بریم زیادش کنیم دوباره بریم کمش کنیم.. چند روزش هم شده دو هفته.. کاش همین بود.. یه کاری هم کرده اساسی.. مام بلد نیستیم..
علی هم خیلی رعایتشو می کنه.. نمیره چیزی بگه..
  







