دو تا برای هم


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


یه کم حالم خوب نیست.. نه این که مریض باشم..

میام..

از همتون ممنونم..


از صبح که بیدار شدم وحشتناک عصبی و خسته بودم.. هم به خاطر خوابای بد دیشب هم به خاطر خستگی این چند روز واسه خونه تکونی که دیگه امروز تموم شد..

اما خب از بعدازظهر تلافیش دراومد و یه گشت و گذار حسابی و خیلی خوب داشتیم.. اول رفتیم شهر کتاب من یه کتاب خریدم.. قلابی رومن گاری عزیزم.. بعدم با وجود ترافیک زیاد برگشتیم سمت تجریش.. یه کم تو بازار گشتیم... واقعا حال و هوای عید بود.. بعد رفتیم قائم.. علی برام شلوار جین عیدی گرفت.. به اصرار دو تا.. یکیش دمپاست یکی ساده.. هردوش خوشگله.. هرچند که لازم نداشتم.. مانتوهم یه کم دیدیم که اصلا خوشم نیومد..

بعد دیگه یه دمپایی رو فرشی گرفتم.. دو تا جعبه شیرینی نون برنجی.. یکی واسه خودمون یکی مامان.. شیرینی و آجیل و شکلات مون هم که باز امسال مامان علی زحمت کشیده بود..

علی جونی هم برای خواهرزاده جیگر یه کیف عیدی گرفت که توش همه چی داره.. آبرنگ و پاستل و ماژیک و... منم بهش پول میدم...

دیگه تا رفتیم شام بخوریم ۱۱ بود.. رفتیم برگر زغالی.. داشتن می رفتن دلمون سوخت نصفه برداشتیم آوردیم خونه...

فردا ناهار خونه مامان علی.. شام هم خونه مامان خودم میریم..

 

پ.ن: خیلی یه دفعه ای بابای علی هم برای خودشون هم برای ما جداگانه شمال جا گرفتن از سه شنبه تا جمعه ایشالا شمالیم (کنسل شد...)

عید همتون مبارک...


عکسای هفت سین و.. تو ادامه ست...

ادامه مطلب ...